|
پرنسس ارزش سختی های روزگار را باید دانست،انها امده اند تا ما را نیرومندتر کنند.
|
از همان شب که تو رفتی و به چشمان پر از حسرت من خندیدی ************************************************** سلام به همه ی دوستای خوبم.... امسالم تموم شد با تمام بدی ها و خوبی هاش البته واسه من که سال خوبی نبود امیدوارم که سال جدی سال خوبی باشه پر از اتفاق های قشنگ برای همه....شاد باشین....
[ ٢٩ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱:۳٠ ب.ظ ] [ غزاله ]
[ نظرات () ]
تو بیرون میروی از خانه ات به قصد هر کاری و شب هم ادعا که عاشقانه دوستم داری نمیدانم چه دردی به سراغت امد اما امان از بی کسی در لحظه های تلخ بیماری پشیمانم پذیرفتم که مهمانت شوم اما نمیخواهم که هرگز بشکنم رسم وفاداری همیشه ارزویم در تمام لحظه ها این بود که عشق ما نگردد رنگ بازی های تکراری ولی افسوس این یک ارزویم هم ز دستم رفت تحمل میکنم تنها تو را از روی ناچاری تمام رازهایم را به تو گفتم ولی صد حیف چه میدانم تو کاش ان رازهایم را نگه داری چقدر از دیگران طعنه شنیدم با توام اما نتیجه هیچ بود از این همه عشق و فدا کاری خم کوچه همان خم ماند و جاده همان جاده تمام روزها گریه همه شب ها پر از زاری چه کردی تو برای من به جز یک مشت حرف زرد که سنگین است روی شانه ی من همچنان باری خداحافظ نه با تو با همه تا اخر عمرم تو یک هدیه به من دادی که نامش هست بیزاری...............
[ ٢۱ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۸:٠٠ ب.ظ ] [ غزاله ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |